همدیگر  

آدم‌ها همدیگر را پیدا می‌کنند...از فاصله‌های خیلی دور، از تهِ نسبت‌های نداشته، انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند!می‌شوند همدم ، می‌شوند دوست ، می‌شوند رفیق ، اصلأ می‌شوند جانِ شیرین ...درست می‌نشینند روی طاقچه‌ی دلِ هم ...حرف‌هایشان یک جورِ خوبی دلنشین است ، دل برای خنده‌هایشان ضعف می‌رود ؛ اصلأ بودنشان شیرین است!وقتی هم که نیستند ، هی همدیگر را مرور می‌کنند و مُدام گوش به زنگِ آمدن هم هستند...خدا این آدم‌ها را نگیرد از

ادامه مطلب  

بگذار سر به سینه ی من..  

بگذار سر به سینه ی من تا كه بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را
 
شاید كه بیش از این نپسندی به كار عشق
آزار این رمیده ی سر در كمند را
 
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق كدامست، غم كجاست
 
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
 
دلتنگم، آنچنان كه اگر بینمت به كام
خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت
 
شاید كه جاودانه بمانی كنار من
ای نازنین كه هیچ وفا نیست با منت
 
تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون كبوتری كه پرم در ه

ادامه مطلب  

باید نوشت  

درست است که هیچ‌ چیز نمی تواند جای صحبت کردن را بگیرد؛ ولی گاهی اوقات خیلی چیزها جلوی صحبت کردن را می‌گیرد...
گاهی اوقات یک‌سری چیزها را نمی‌توان گفت...گاهی اوقات میان حرف زدن قدرت برخی کلمات احساس نمی‌شود،ولی موقع نوشتن و خواندن محسوس‌تر است...
گاهی اوقات دلخوری را باید نوشت؛ گاهی اوقات که نمی‌توان گفت دل شکستگی را باید نوشتخوشحالی را باید نوشتخنده را باید نوشتگریه را باید نوشتخشم را باید نوشتعشق را باید نوشتنفرت را باید نوشت...گاه حرف‌

ادامه مطلب  

از دست دادن یک آدم  

ما،...آدمها را فقط در اثر مرگ از دست نمیدهیم
آن لحظه که همسرت، لباس جدیدش را میپوشد و دور خودش می چرخد، اگر سر بلند نکنی و ستایش نشود اولین قدم را برای از دست دادنش برداشته ای!
وقتی هر صبح با اشتیاق در چشمانت نگاه میکند شاید که تو در آغوشش بکشی و بگوئی مطمئن باش من هستم و تو بی تفاوت، بلند میشوی و میگوئی دیرم شد...قدم بعدی ست...
آن لحظه که در رستوران مقابلت مینشیند و تو بی توجه به چشمان بی قرار او، به مشتریهای میز کناری نگاه میکنی...
آن وقت که روز سال

ادامه مطلب  

یادداشت بیست و نه چی کار کنم بچه ها کمک یکی از دوستای خوبم  

سلامامشب داغونم داغونمشاید به خاطر فشار کاری باشه ولی خودم این طور فکر نمی کنمیکی از دوستام که یه آقا پسر پونزده شونزده ساله هست ...وایی خدا جونمداره خودشو نابود می کنهدو سه روزی میشه که فکر این داره دیوونم می کنهبا بچه ها شنبه شب رفته بودیم گردش این آقا پسری هم بودتو این سه چهار ماهي که زیاد ندیده بودمش خیلی عوض شده بوددیگه اون شور قبلو نداشتسکوتاش طولانی شده و کم یعنی خیلی کم حرف می زنهر خیلی پسر باهوشی هست بهش می گفتم باید ازت یه مهندس کامپ

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت یازدهم)  

اتومبیلهای وزین و سبکگاهی با دیزان امریکایی برابریک خرید سادهاینجا مسکو استسبک زندگی مردمو بهتر از این نمیشه تصور کردبازار روز تعطیلبله یکشنبهناوس کلیسا به صدا در می ایدیک خرس و سوارکار خرسمردی دوست داشتنیخانه مرغها را باید شمرداینجا اول صبح هم ژامبون میخورندماهي تازه را در سیخ فر بریانی میکنندشمعهای روشن بر مزار شهداسبقت از سمت چپ هرگزندرستی و سلامتی برای همیشهناقوس کلیسا زنگ زدهچقدر خوب بودکه رنگ روغن به ان میزدندبسیار خوبتیم حرفه

ادامه مطلب  

فعالیتهای کتابخانه شهید بهشتی  

به اشتراک گذاری 6عنوان کتاب در کتابخانه شهید بهشتی آشخانه
کتابخانه شهید بهشتی 6 عنوان کتاب در قالب نشست کتابخوان، نشست جمع خوانی کتاب و کلاس آموزش کامپیوتر  برگزار کرد.
 
به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان شمالی، زکیه آذرمهر کتابدار کتابخانه شهید بهشتی گفت : نشست کتابخوان با حضور شماری از اعضا نوجوان در کتابخانه شهید بهشتی برگزار شد.
در این نشست 6 نفر از اعضا به معرفی کتاب پرداختند .
شایان ایمانی خانی با معرفی کتاب"   د

ادامه مطلب  

سئول بدون میونگ دونگ، سئول با میونگ دونگ! (سفرنامه کره جنوبی قسمت سوم)  

 
 
نزدیک غروب بود که گردش در شهر را آغاز کردیم. در کره، مردم بیشتر وعده‌های غذایی را بیرون از خانه صرف می‌کنند؛ شام را هم بیشتر مواقع بعد از پایان کار روزمره و زمانی که هوا هنوز روشن است، می‌‌خورند؛ بنابراین طبیعی است در محله‌های مسکونی نزدیک غروب رفت و آمد چندانی در کار نباشد. در فرودگاه فراموش کرده بودیم سیم‌کارت مخصوص گردشگران را تهیه کنیم. از پذیرش هتل پرسیدم برای خرید سیم‌کارت کجا برویم؛ پاسخ داد باید به یکی از دو محله توریستی شلوغ

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت نهم)  

عبرت را اموختیبله فک میکنمدر ماورا چه توصیفی داریماورابله و اعتبار منمراقبت از این اعتباروایسا بینمیعنی هفتاد سالهاره لعنتی هفتاد سالهدر گوشه شهر برلینکنار این دیوار میخوابمو بیدار میشوماندرهبله جانمداری میگیدقیقایه سری ساتنلی کوبریک هم واسه فیلم برداریخوب پسدیواری دیگر نیستستونی دیگر نیستبا تاریخ بگو چه معامله ای داریمن تجربه در زندگیزندگی و درماندگینفس من  بود این دیوارشرط مادل بود این دیوارحالا تا اخر عمرت...دقیقا تا اخر عمرمحدس

ادامه مطلب  

‌صنایع‌دستی: رد پای فرهنگ در گذر زمان  

 
شهر الصویره - مراکش
 
ایران‌‌زمین با پیشینه چندین هزار ساله خود یکی از مهم‌ترین خاستگاه‌های تمدن بشری است. یافته‌های باستان‌شناسی که قدمت برخی تا 8 هزار سال پیش از میلاد می‌رسد، به روشنی نشان می‌دهد که ایران از دیرباز مهد فرهنگ و هنر بوده است که بیشترین نمود آن را می‌توان در صنایع‌دستی جستجو کرد. ایران در حال حاضر دارای 14 رشته اصلی صنایع‌دستی و بیش از 300 نوع محصول است و همین نکته به تنهایی ریشه‌دار بودن و گستردگی این هنر-صنعت را در ای

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1