من در این لحظه...  

من دراین لحظه بی حوصله نشستم وزل زدم به خیابونی که همش ادمای مختلف ازش رد میشن
پر از ماشین...بعضی وقتا که تنها میشم فک میکنم ای کاش خوندن فکر بلد بودم یکم روانشناسی بلد بودم که از رفتار ادما پی به فکرشون ببرم...
اما نمیشه...
...
کاش یکم مشتری پیدا میشد از بیکاری واقعا حوصلم سر میره
راستی فردا مامانم میاد اصفهان...خواهرم زایمان داره
گفتم مهرداد بیاد دنبالت بیا خونه ما اما فکرشو کردم دیدم بخواد بیاد خونه ما،وضع مالی افتضاحه همه بچه هاشم میخوان بیان

ادامه مطلب  

روز سوم  

 
نمیدونم امروز راجع به چی بنویسم.
در حال حاضر ملغمه ای هستم از احساسات و هورمون های شیمیایی گوناگون.
تصور کنید هورمون های مربوط با احساساتِ خاص (غم، شادی، امید،
خشم، نگرانی و ...) همه وهمه در یک زمانِ مشخص ترشح بشن توی خونِ
یه آدم (من). اون آدم چه حالی باید داشته باشه؟ حالم درست و راست نیست.
نیست؟ هست. هست؟ هم هست و هم نیست!
بعد از ازدواج با حمید زندگیم حسابی تغییر کرده. قبل ترها پیش می اومد که
مثلا یک ماه هیچ اتفاقِ خاصی برام نیفته. الان مدتیه ک

ادامه مطلب  

گل یخ !  

محکم دستانم را بگیر ؟!
 
گرمای وجودت را
 
از همین دست های بهم گره خورده به قلبم ترزیق کن ....
 
میخاهم خاطرات را قدم بزنم زیر این باران !
 
در این هوای سردِ پاییزی ..!
 
بگذار ببوسم گونه های یخ زده ات را در خاطراتی خیس از جنس باران...
 
میدانی رفیق
 
خیال بافی هم عالمی دارد ....
 
 
 
:: آرمان نوشت  ::
 

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت هشتم)  

دخترکی تنها اینجاواقعا چه سال ایستمحدوده سوا و پاسخ اغاز شدهمجری محترم سی ان اندر روستای مابله گرفتمدر روستای ما میگویند دل خوش اگر نباشدادمی گریه هم نمیکندبه فرض گریه هم گرفت ولی اثبات احساساثبات احساسات واقعیت داردمن یک دختر تنها هستماهمجری و تیم همراه رفتندبه خدا این سرزمین صلحی داشت و ثباتی داشتسال 3018در کل همه چیز ارام بودمردمان ثبات داشندمردمان یکدیگر را دویت داشتندنوبت به تست نخواهد رسیداین شهر تست خود را پس داده بوددر مقام یک دخ

ادامه مطلب  

روزِ پنجم (بعد از دو روز وقفه به خاطر اسباب کشی به خونه ی خاکشناسی)  

امروز شنبه، بیست و هشتمِ  مهرماهِ نود و هفته.
دو روزه که هیچی ننوشتم و دلم واسه نوشتن تنگ شده بود. این دلتنگی برا من نشونه ی
خوبیه. بالاخره هفته ی خسته کننده ی اسباب کشی هم گذشت و تا اسباب کشیِ بعدی
میتونم کمی استراحت کنم. شاید باور نکنی اما تنها فکر کردن به اینکه میتونم یه سفر
یا پیک نیک برم حالمو خوب میکنه. با وجود اینکه آدمِ مادی ای هستم اما این اواخر
حتی خیال بافی کردن هم برام لذت بخش شده. خیلی خستمه. بیشتر از جسمم، روانمه
که عیب برداشته و

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت نهم)  

عبرت را اموختیبله فک میکنمدر ماورا چه توصیفی داریماورابله و اعتبار منمراقبت از این اعتباروایسا بینمیعنی هفتاد سالهاره لعنتی هفتاد سالهدر گوشه شهر برلینکنار این دیوار میخوابمو بیدار میشوماندرهبله جانمداری میگیدقیقایه سری ساتنلی کوبریک هم واسه فیلم برداریخوب پسدیواری دیگر نیستستونی دیگر نیستبا تاریخ بگو چه معامله ای داریمن تجربه در زندگیزندگی و درماندگینفس من  بود این دیوارشرط مادل بود این دیوارحالا تا اخر عمرت...دقیقا تا اخر عمرمحدس

ادامه مطلب  

‌صنایع‌دستی: رد پای فرهنگ در گذر زمان  

 
شهر الصویره - مراکش
 
ایران‌‌زمین با پیشینه چندین هزار ساله خود یکی از مهم‌ترین خاستگاه‌های تمدن بشری است. یافته‌های باستان‌شناسی که قدمت برخی تا 8 هزار سال پیش از میلاد می‌رسد، به روشنی نشان می‌دهد که ایران از دیرباز مهد فرهنگ و هنر بوده است که بیشترین نمود آن را می‌توان در صنایع‌دستی جستجو کرد. ایران در حال حاضر دارای 14 رشته اصلی صنایع‌دستی و بیش از 300 نوع محصول است و همین نکته به تنهایی ریشه‌دار بودن و گستردگی این هنر-صنعت را در ای

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت سوم)  

جایی در اورشلیم پرنده سیمرغ شبها بر اورشلیم پرواز میکندیک سوالفرق بینپرنده سیمرغ و دیگر پرنده ها؟سوالی اسانبزرگ تر بودنو ترسناک تر بودنچطور شد یاد سیمرغ افتادینحساسیتجایی در زمین و اسمانبال گشود و در بالای دیوار مقدسلانه ای ساختبهترین و جوجه های کوچک کهکه؟بله که جوجه ها تا بزرگ نشده اند جایی دور نرونداینجا مطب پزشک حیواناتتخصص من به راستی می گویداین اژدها یا هرچه هستراه را گم کردهمن نمونه ای مثل این را ندیده بودمبهترین و بالا ترین راهب

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت دوم)  

جایی در اوزاکاپنجره ها و درهاسوز سردرهرویی یخ زدهاسمان سردهوا کمی سردترمیدونی جناب نخست وزیرچی رو امپراطوروصل مردم و مناهانکمی سخت شدهپس اولمپیک بهترین راههما راههای بهتری هم برای اوج صمیمیتبله از جادوی تو زیاد شنیدمجادویی در کار نیست فدایت شومامپراطورهوا سرداوزاکا پر از گلهای یخیدست به دامن همین حیاط باغچهاینطور بهتر نیست نخست وزیرهر چه که عالیقدر درخواست کنندو مردممنشا روشناییجشن اژدها در اوزاکا سردهمپراطور بیشتر نگاه میکندپس ان

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت دهم)  

بهترین هدیه بر روی زمینصلح و محبت اریلیلی و مجنون جهانگیر شدندرئیس جمهور خود دل شکستهمرد که بخشش و خوبی را در بلگراد تقسیم میکندبرگرد برگرد پشیم.م میشی اخرجنگ تمام خدا رو شکرریاست جمهوری مردمیما شاللهتنظیمات جامعه در بهترین بازدهیثروت چیست و کیستکار مفیدی پیدا کنکاری که جامعه نیازمن محل خوبان را خوب میدانمتدریس هنر تمام شدبله جناب رئیس جمهورسخاوت ما دلیل مردمان استچشمها بدون عینکو توصیف یک دختر مسلماناینجا پیوند خواسته ها و پیوستهاست

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت هفتم)  

تعریف و صحبت تا کجابه ظاهر اولین کنسرت الویس در اینجا بودهتقاضا و تمنا جایی ندارد که الویسالویس پریسلی یک اسطوره بودالان گروه برادران جوان همه کاره اندخوب پساینجوریبه شهر بارسلون خوش امدیداینجا تجدید حیات را به چشمان خود دیده ایمو سرسختی مجری تلویزیون بارسلونهمانطور که مشاهده کردیدالویس اینجا کنسرتی داشتهما از دوستان الویس بودیممرد ایده الی بودسخاوت الویس مثال زدنی بوددر سرسختی و هنروایسا ببینمالویس در ایالت کاتالان چه میکردسوال و ج

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1