ای عشق چیستی...  

 
در من دوباره زنده شده یاد مبهمی
دنیا قشنگ‌تر شده این روزها کمی
گفتم کمی؟ نه! خیلی... - یک کم برای من
یعنی زیااااد، یعنی هم‌سنگ عالمی
دریا کجا و باغ کجا؟ سهم من کجا؟
من قانعم به برگِ گلی، قطره شبنمی
 
ای عشق چیستی تو که هر گاه می‌رسی
احساس می‌کنی که دلیری، که رُستمی
مثل اساس فلسفه و فقه، مبهمی
مثل اصول منطق و برهان، مسلّمی
 
هم‌چون جمال پرده‌نشینان، محجّبی
هم‌چون بساط باده‌فروشان، فراهمی
 
حق داشت آدم، آخر بی‌عشق آن بهشت
کم‌تر نبود از بر

ادامه مطلب  

انتقام سخت  

سيلي سخت به ریاض انتقام خون شهدای اهواز
به دنبال حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح در اهواز سخنگوی یکی از گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب به نام «الاحوازیه» در گفت‌وگویی مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.
 
بیانیه سپاه درباره حادثه تروریستی اهواز
انتقام مهلک و فراموش ناشدنی از تروریست‌ها در آینده نزدیک/ تعقیب جنایتکاران در منطقه و فراتر از آن

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بیانیه ای به ملت ایران اطمینان داد که در آینده نزدیک تروریست ها

ادامه مطلب  

کرانک ای سی (قسمت هشتم)  

دخترکی تنها اینجاواقعا چه سال ایستمحدوده سوا و پاسخ اغاز شدهمجری محترم سی ان اندر روستای مابله گرفتمدر روستای ما میگویند دل خوش اگر نباشدادمی گریه هم نمیکندبه فرض گریه هم گرفت ولی اثبات احساساثبات احساسات واقعیت داردمن یک دختر تنها هستماهمجری و تیم همراه رفتندبه خدا این سرزمین صلحی داشت و ثباتی داشتسال 3018در کل همه چیز ارام بودمردمان ثبات داشندمردمان یکدیگر را دویت داشتندنوبت به تست نخواهد رسیداین شهر تست خود را پس داده بوددر مقام یک دخ

ادامه مطلب  

اهل (طریقت) از ره معبود بگذرد  

  ۩۩۩☫ اهل  (طریقت)از ره معبود بگذرد ☫۩۩۩خوش روز و شب که چسان رود بگذردعمر گران رفته رفته   بَسی زود بگذردبا کور سو  چند صباحی چو مَشعلیممَشعل نشان پیک خبر  دود بگذردچون آسمان به درد دل ما نمی رسداز دودمان  به وطه ی  نابود بگذردمژگان خدنگ وصف کشیده به  زادگاه اِنگار با مسافری که چه خوشنود بگذرددر دوردست مبهم امروزِ زندگیابری به روی دیده غم آلود بگذردبگذار بگذرد به مسیری که میرودسيلي است بس عظیم گِل آلود بگذرددنیا  وفا نکرد تو هم غ

ادامه مطلب  

"مستضعف" به که می گویند؟!  

حقوقم به زحمت مرا تا سر برج می کشاند!روی این حساب نزد آقای مدیر رفته و از ایشان طلب یاری نمودم.
در حالی که اشک درچشمان آقای مدیر حلقه زده بود سری به علامت تاثر و همدردی تکان داده و پس از ادای ضمنی "مرا در غم خود شریک بدانید" توضیح داد که اوضاع و احوال او هم چندان تعریفی نیست و در ماه گذشته حتی پولی که بابت ثبت نام دخترش هزینه کند را در اختیار نداشته است.
با استماع فرمایشات مبسوط ایشان تشکر کرده و در حالی که از جای بر می خاستم بطور ذهنی ایشان را از

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1