چطور عادت كنم به دوري از تو...  

بسم الرحمن...
احساس می كنم افسردگی دارم 
حوصله انجام هیچ كاری رو ندارم
ناراحتم سرم درد می كنه و حالم خوب نيست
هیچ امید و آرزویی ندارم 
شاید یك هفته رفتم سفر تنها كه فكر كنم كه می تونم ادامه بدم یا نه
خیلی خسته ام
حتی حال ندارم اینجا بنویسم
 پ ن: می خوام وقت مشاوره بگیرم

ادامه مطلب  

اشک ها و لبخندها  

چند روز پیش خیلی تصادفی توی یك فایل صوتی این شعر رو شنیدم: " آسوده مباش كه بی نیازی/ یك آن دگر پر از نیازی"
من رو برد به عالم بچگی، موقع شیطنت و بگو بخندهامون، یه بزرگتری از راه می رسید و می گفت: " انقدر نخندین، دو ساعت دیگه اشكتون درمیاد!" و ما هم با ترس و البته با همون شیطنت، یه كمی آرومتر می خندیدیم، به خیال اینكه گریه مون خیلی زیاد نباشه!!
موقع امتحان ها و كارای سخت بهمون می گفتن: "بعد از سختی آسونیه، یه كم تحمل كن". ما هم به امید اون آسونیه تحمل می

ادامه مطلب  

بگذار سر به سینه ی من..  

بگذار سر به سینه ی من تا كه بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی درد مند را
 
شاید كه بیش از این نپسندی به كار عشق
آزار این رمیده ی سر در كمند را
 
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق كدامست، غم كجاست
 
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
 
دلتنگم، آنچنان كه اگر بینمت به كام
خواهم كه جاودانه بنالم به دامنت
 
شاید كه جاودانه بمانی كنار من
ای نازنین كه هیچ وفا نيست با منت
 
تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون كبوتری كه پرم در ه

ادامه مطلب  

تنها تو مي ماني...  

بسم الرحمن
این عید هم كم كم به پایان خود نزدیك میشود به قول گاندی نمیدانم هرسالی كه میگذرد یكسال به عمرم اضافه میشود یا یكسال از آن كم میشود
حالا هفتمین سال ازكنكور كارشناسی ام گذشته است
راه جدیدی آغاز كردم كه سریعا فهمیدم راه من نيست و از آن خارج شدم
حال بیش از پیش میدانم كه باید درس بخوانم من برای ادامه تحصیل زاده شده ام هرچند كه سخت باشد و پراسترس
این روزها حتی به مهاجرت فكر میكنم خیلی جدی حتی مهدی هم راضی شده 
اما باز هم میترسم…
و ترس این

ادامه مطلب  

بازهم مهم نیست....همچنان مهم نیست..  

سلاممهم نيست پول داشتی...عوضش امام حسین ع همینطوری بطلبت...
مهم نيست هیجای این دنیا مال من نيست..عوضش یه تیکه های قلب من همون رو میخواد...
مهم نيست هیچ کدوم نشه،حداقل میفهم که اداها نيست شدند...
ولی مهمه درست بخوام،طوری رضایت خداوند رو کسب کنم..
خدایا همیشه سر افکنده بودم.این سری کمکم کن تا روسفید تو درگاه ..
دل امام زمان عج شاد کنم...
پس گاها مهم هست...

ادامه مطلب  

زنان و معشوق در شعر حافظ:  

 زنان و معشوق در شعر حافظ:
الف- زهره، رامشگر آسمان هاست. زهره و مریخ در عربی معادل ناهید و بهرام در فارسی و ونوس و آدونیس یونانی، براساس متون افسانه نام دو عاشق و معشوقی زمینی است که به آسمان رفته‌اند طبق افسانه‌ های بابلی، هاروت و ماروت دو فرشته بودند که به خاطر بدکاری آدمیان به خداوند اعتراض نمودند، خدا به آن ها نیروی عشق را عطا کرد و به زمین فرستاد و آن ها مرتکب گناه‌ های پی در پی شدند:
در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ
سماع زهره به رقص آورد م

ادامه مطلب  

دانستن و شناختن اهداف  

دانستن و شناختن اهداف یك سازمان آموزشی از مسائل بسیار مهم مدیریت آموزشی است.رفتار و فعالیت‌های هر مدیر بستگی به اهدافی دارد كه او برای سازمان خود (مدرسه) در نظر دارد. شاید برخی از مدیران از اثرات اهداف آموزشی بی‌اطلاع باشند یا چندان نظر روشن و مشخصی درباره اهداف آموزشی‌شان نداشته باشند. اینكه وظیفه آموزش و پرورش چیست؟ اهداف تعلیم و تربیت دانش‌آموزان كدام است؟ آیا مدیریت آموزشی خود را مسئول ایجاد تغییرات عمیق فكری، عاطفی، اجتماعی و حرفه

ادامه مطلب  

Ode to a Nightingale  

Ode to a Nightingale
My heart, aches and a drowsy numbness painsMy sense, as though of hemlock I had drunk,Or emptied some dull opiate to do the drainsOne minute past, and Lethe-wards had sunk:‘Tis not through envy of the happy lot, But being too happy in thine happiness,That thou,light-winged Dryad of the trees, In some melodious plotOf beeches green, and shadows numberless, Singest of summer in full throated ease.O, for a drought of vintage! That hath beenCool’d a long age in the deep -delved earth ,Tasting of Flora and the country green , Dance , and provencal song , and sunburnt mirth.....John Keats
قصیده ایی برای بلبل
قلب من به درد میآید و كرخی خواب آلوده ای تمام وجودم را فرا میگیرد مشاعرم گویی كه از

ادامه مطلب  

نیست جدیت  

زنگ زدم مصطفی نون دانشگاه نيست کاشکی لب تاپ آورده بودم با خودم توی سایت دانشگاه میشستم یه چند ساعتی برنامه نویسی کار می‌کردم!؟؟؟ البته از سابق خودم بعید میدونستم چنین کاری رو با هزار بدبختی و مکافات لب تاپ رو می‌آورده ام دانشگاه اما خبری از برنامه نویسی کار کردن نبود!؟! من جدی ت برای تغییر در من نيست و همین بس

ادامه مطلب  

زنجیره های احساسم...371  

دلمشغولی آدم ها متفاوت;یکی نگران از مد افتادن رنگ موهاشه، یکی دیگه نگران اینه امشب غذا چی بخوره یکی م نگران مادر نشدنش ;منم نگران مادرم که با این وضع نتونسته  کنار بیاد...همیشه دعا میکردم که من قبل از عزیرانم صعود کنم به بغل خدا...ولی چه کنم
که زجرهایم تمامی ندارند؟!
از داشته هاتون لذت ببرید انقدر از خدا شکایت نکنید که چرا ماشین فلان مدل ندارید چرا خونتون تو فرشته نيست;چرا پدرتون وزیر نيست ;چرا مادرتون دکتر نيست;انقدر حسرت نخورید:)
با خودت هم هس

ادامه مطلب  

 

اما من و تو دور از هم می پوسیمغمم از وحشت پوسیدن نيستغمم از زیستن بی تودر این لحظه ی پر دلهره است... دیگر از من تا خاک شدن راهی نيستاز سر این باماین صحرا، این دریاپَر خواهم زد، خواهم مُرد... غم تو این غم شیرین راباخود خواهم برد .....

ادامه مطلب  

لیست  

تقریبا هیچ دوستی به غیر از سین ندارم.دیگران قرار دادهایی هستند که فقط منتظرم موعدشان سر برسد و از دستشان راحت شوم .حقیقت تلخی ست اما باید پذیرفت که نیاز ها و زندگی و مشکلات ما برای هیچ کس مهم نيست . نیاز ها و مشکلات و زندگی دیگران هم برای ما مهم نيست.
به همین دلیل به اینجا آمده ام،منتظر شنونده و خواننده و هیچ مهمانی هم نيستم . سیگار آتش میزنم و مینویسم برای روح خودم.برای روح خودم که مچاله نشود.نمیخواهم لای چرخ دنده های زندگی له شوم.

ادامه مطلب  

هیچ کشتی بادبان برافراشته ای چون کتاب نیست  

There is no frigate like a book
There is no frigate like a book
To take us lands away,
Nor any coursers like a page
Of prancing poetry:
This traverse may the poorest take
Without oppress of toll;
How frugal is the chariot
That bears the human soul!
 
Emily Dickinson (1830-1886)
Translated by Niloufar Nikram
هیچ کشتی بادبان برافراشته ای چون کتاب نيست
هیچ کشتی بادبان برافراشته ای چون کتاب نيست
تا ما را ببرد سرزمین های دوردست
و نه هیچ اسب چابک سواری چون برگی
از مرکب سرکش دفتر شاعری:
این جاده ای است که مسکین ترین ها هم قادر به گذرند
بی آنکه خراج باج بگیران گردنه ذلیلشان کند
چه ساد

ادامه مطلب  

خداوندا  

خدایا...سجده میکنم دربرابرت که اینقدر دربرابر من و گناهان من صبوری..
کمکم کن تا این مهربانی هایت را درک کنم..
خدایا...دست گیرکه جز تو دستگیر نيست و دریاب که جز تو پناهی نيست..
خداوندا...اگر مرا درنیابی، به کدام وادی امن آرامش پناه جویم..

ادامه مطلب  

یادی از پروفسور کیوان مزدا  

شاید برای نوشتن از این بزرگمرد کمی دیر شده باشد؛اما چه باک!خودم را سرزنش می کنم که چرا تا کنون نام او را نشنیده ام .اما چه می توان گفت  و نوشت؟شاید این شعر سعدی توصیف زیبایی باشد: عبادت به جز خدمت خلق نيست******به تسبیح و سجاده و دلق نيست نوشتار عصر ایران در این باره را اینجا بخوانید. روانش شاد و آمرزیده ی درگاه الهی باد! 

ادامه مطلب  

493  

شب قهر کرده!وقتی فهمیده...
مشکی تر از موهای لختت نيست...
راحت بگو دیوونه ی زیبا ...تو و این همه زیبای سختت نيست؟!
چشمات دو تا فنجون قهوه اس ک . . .  :)
+من و #ر عجیب تو فکر گیتار رفتیم:)))
به این صورت که یه شب دوتایی بودیم و گوشیامونو و اینستاگرام و صفحه ی سرچ و کلیپای گیتار ...
#جوگیر که میگن ماییم:)))))
+به نظرم بعد از درس و ورزش و هنر ادم باید یه سبک ساز هم بلد باشه و چه بهتر که گیتار باشه:)))
کم کم دارم به اچارفرانسه فک میکنم:))))
+رفت چند تا کلیپ گیتار و ویالون ب

ادامه مطلب  

اللهم عجل لولیک الفرج  

بیایید در کنار دعا، با عمل ظهور حـــضرت را نزدیک تر کنیم بعضی ها ظهور را چیزی عجیب و غیرقابل باور می پندارند در حالی که اینطور نيست کاری سختی نيست کمی تمرین می خواهد:
نمـــاز اول وقت، انجـــام واجبات و تـــرک محرمات       این کارها را انجام دهیم و بعد آن هم بگوییم اللهم عجل لولیک الفرج
کمــــی گوش دل باز کنیم......... ندای هل من ناصر ینصرنی می پیچد در فضا......
 
 

ادامه مطلب  

در سوگ دنیا که شهید راه دانش شد.  

عصر ایران؛ مصطفی داننده- در خبرها آمده بود «دنیا ویسی، دانش آموز پایه اوّل دبستان روستای "گرماش" سنندج، بر اثر فروریختن دیوار مدرسه تخریبی از دنیا رفت.»
دنیای قصه ما احتمالا از مدرسه زیاد شنیده، آنجا سواد یاد می‌گیری، دوست پیدا می‌کنی، درس می‌خوانی و ...
دنیا با هزار شور و شوق روزهای تابستان را شب کرده بود تا مهر از راه برسد. مهر از راه برسد تا او به مدرسه برود.
شب رفتن به مدرسه با وسواس دفتر مشق و کتاب‌های خود را در کیف مدرسه‌اش می‌گذارد. کی

ادامه مطلب  

دلتنگی  

از مدرسه اومدم خونه ... همینجوری اینور اونور میرفتم واس خودم ک دیدم مامان داره تو اتاق مٰژگان گریه میکنه :(
ترسیدم گفتم نکنه خدایی نکرده اتفاقی افتاده باشه ....
چن بار پرسیدم چی شد گفت دلم برا مژگان تنگ شد .... فک کردم داره دروغ میگه بازم اصرار کردم گفت : بابا دلم گرفته از این ک خونه نيست ...
آخه داشت ظرف برا ناهار برمیداشت همیشه برا مژگانم ظرف بر میداشت یهویی دلش گرفت ازین ک خونه نيست :(
حالا خوبه مژگان صبح خونه بود
پدرشوهرش امروز رفت کربلا و این چن

ادامه مطلب  

پوووغ  

از سط راه برگشتم که بیام سر کلاس توی کارگاه صندلی نيست برای نشستن!؟!؟ چه باید کرد حالا؟!؟؟ هیچی برم سینما بهتر؟ حالا که من درس خون شود نشود قرص رو نوشته بعد از ناهار دکتر داروخانه ساز هم بهم گفت با شکم پُر هیچ خالی انداختمش بالا!!!

ادامه مطلب  

پایان  

برگشتی و آشوب های ذهنی من هم دوباره حمله‌ور شدند.
من پر از خواستنم پر از امید .
پر از خواستن مرگ و پایان پر از امید به مرگ و پایان.
تقصیر تو نيست که نمیتوانی آرامشم باشی . آرامش باید از درون خود آدم برخیزد.
من را ببخش که تو را خیلی وقت است که بخشیده ام.
 
 
 

ادامه مطلب  

غیرازتونخواهم...  

...کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که جز این خانه مرا نيست پناهی نه من آنم که زلطف و کرمت چشم بپوشم
نه تو آنی که کنی منع گدا را زنگاهی
در اگر باز نگردد نروم باز بجائی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
تو کریمی و دو صد کوه به یک کاه ببخشی
من بیچاره چه سازم که ندارم پر کاهی
سوز دوزخ به از این کز شرر عشق نسوزم
به بهشت ندهم گر بدهی شعله آهی
سوز ده تا که بسوزد زغمت سخت درونی
اشک ده تا که بگرید زغمت نامه سیاهی
چو بدوزخ زدهان شعله صفت سر

ادامه مطلب  

عنوان  

علت این حجم از بی حوصلگیم چیه؟؟!
یه ذهن وحشی که با کوچکترین حرکتی طغیان میکنه،از کی بپرسم از کی بخوام تا ارومم کنه
کاش تو گوشی برا شنیدن داشتی
...
پیشنهاد دادن صبح ساعت6بریم کوه نوردی صفه اما مثل همیشه مهرداد گفت صبح خیلی زوده ومن میخوام بخوابم.....
شدم مثل یه پیرزن... 
تا جایی که امکان داره مقاومت میکنم 
حالا وقت سقوطم نيست
 

ادامه مطلب  

 

‏گاهی راه‌حلی نيست. اینجا از خودت می‌پرسی: «چرا؟» یا توکل می‌کنی، نذر حتا، تقلا. برخی فحش می‌دهند و برخی ناامید می‌شوند. اراده مخدوش، بن‌بست، یا آنچه که راه‌ ندارد، بد چیزی است. بعدش اما، گاهی، بیخیالی می‌آید، یا ناامیدی. هر آنچه است خطی روی روان می كشد،كه جایش بماند،تا مرگ.

ادامه مطلب  

اگر عشق واقعى است،  

 
اگر عشق واقعى است، پس به همان روشى با آن رفتار كن كه با یك گیاه رفتار مى كنى تغذیه اش كن،و در برابر باد و باران از آن محافظت كن. هر كارى را كه مى توانى كاملا انجام دهى. اما اگر عشق واقعى نيست، در این صورت بهترین كار این است كه به آن بى توجهى كنى تا پژمرده شود...

ادامه مطلب  

...  

جسمم شرایط خوبی نداره ظاهرا داره برمیگرده به چند ماه قبل ، نگرانم که نکنه مجبور بشم راه رفته رو برگردم و دوباره از اول شروع کنم ، شاید این دفعه میسر نباشه ...
مطلبی که تو اینترنت خوندم نگرانیمو بیشتر کرده ، ولی خب دستم به جایی بند نيست فعلا باید نظاره گر باشم ببینم چی برام پیش میاد ...
 

ادامه مطلب  

سر حد نهایی  

امروز که نگاهی به دفترچه یادداشت گوشیم انداختم، از خوندن بعضی از دلنوشته هام دلم گرفت. نوشته هایی سرشار از نا امیدی و التماس از خدا. تصور اینکه روزی به این درجه از نا امیدی رسیده بودم برام سخت و دور از ذهن می اومد. نوشته ای که در اون از خدا پرسیده بودم: من یک نفرین شده ام؟ تو دوستم نداری؟ پس چرا زنده ام؟ و حالا بعد از گذشت روزها و ماه ها و سالها درس بزرگی از زندگی گرفتم. فهمیدم کمی نا امیدی خوب نيست. اگه قرار بر نا امیدی هست، بهتره به نهایت نا امید

ادامه مطلب  

...  

خیلی گرمه گفتم بریم یه بستنی بخوریم خنک شیم ،گرمای جنوب هم که تموم شدنی نيست ، بستنی رو خوردیم کارت رو دادم که بکشه گفت رمزش ، من :متفکر ،فروشنده: نگاهش به دهن من ، آخرش گفت شما دیگه چرا ...
اینروزا همه یه جوارایی ذهنشون درگیره  ...
دکتر هم که رفتیم خداروشکر تموم شد ، ان شاء الله شب برمی گردیم ، همش نگران بودم نکنه شب موندگار شیم ...
 

ادامه مطلب  

من در این لحظه...  

من دراین لحظه بی حوصله نشستم وزل زدم به خیابونی که همش ادمای مختلف ازش رد میشن
پر از ماشین...بعضی وقتا که تنها میشم فک میکنم ای کاش خوندن فکر بلد بودم یکم روانشناسی بلد بودم که از رفتار ادما پی به فکرشون ببرم...
اما نمیشه...
...
کاش یکم مشتری پیدا میشد از بیکاری واقعا حوصلم سر میره
راستی فردا مامانم میاد اصفهان...خواهرم زایمان داره
گفتم مهرداد بیاد دنبالت بیا خونه ما اما فکرشو کردم دیدم بخواد بیاد خونه ما،وضع مالی افتضاحه همه بچه هاشم میخوان بیان

ادامه مطلب  

کد بانو گری  

از کدبانو گری من همین بس که
الان آبگوشت پسری برای ناهارش رو گازه
کدو مسمایی ها هم برای ناهار همسری دارن سرخ میشن(البته که نسوزن)
میخوام خونه رو هم یه سروسامونی بدم
ولی
جورابای پسری نيست گم شده
آبی روشنه دورمچ پاشم یه تیکه چرمی خوشگل داره
هرکی دید بیاره بزاره زیر همین پست لطفا
بعدا نوشت:
جورابای پسری هنوز نا پیداست
آخرین بار یادمه که دستم بود و میگفتم باید بشورمشون
اما از بعدش هیچی یادم نيست
آبگوشت پسری ساعت ده صبح سوخت
به کل فراموشش کرده بودم

ادامه مطلب  

کد بانو گری  

از کدبانو گری من همین بس که
الان آبگوشت پسری برای ناهارش رو گازه
کدو مسمایی ها هم برای ناهار همسری دارن سرخ میشن(البته که نسوزن)
میخوام خونه رو هم یه سروسامونی بدم
ولی
جورابای پسری نيست گم شده
آبی روشنه دورمچ پاشم یه تیکه چرمی خوشگل داره
هرکی دید بیاره بزاره زیر همین پست لطفا
بعدا نوشت:
جورابای پسری هنوز نا پیداست
آخرین بار یادمه که دستم بود و میگفتم باید بشورمشون
اما از بعدش هیچی یادم نيست
آبگوشت پسری ساعت ده صبح سوخت
به کل فراموشش کرده بودم

ادامه مطلب  

پایان شاهنامه  

.•♫•♬•♬•♫•.:اینجا سرزمینِ نامردمی هاست  !به سلامِ گرمِ هیچ کس اعتماد نکن ...آدم هایِ این حوالی ...با یک مویز گرم می شوند...و با یک غوره ، سرد !آدم هایِ اینجا ،رویِ حرف ها و انتخابشان نمی مانند !همان ها که شروع کردند...همان ها که تو را خواستند...یک روز در کمالِ ناباوری و انکار...تو و دلبستگی ات را پس می زنند ...دل نبند !اینجا پایانِ هیچ شاهنامه ای خوش نيست ...
 

ادامه مطلب  

حال و احوال ۲۷ مهر  

فروردین
یه غافلگیری منتظرته امروز اگه حست بهش خوب نیس با احتیاط عمل کنبه حس ششمت اعتماد کنببین چی می گه و همون کار رو بکنامروز روز پر از احساسی داری و نهایت لذت رو ازش می بری
اردیبهشت
گول ظواهر رو نخوربخصوص در ابتدای ارتباطباید منتظر زمان باشیتا به حقیقت ادما دست پیدا کنیقدم به قدم پیش برو و یهویی تا ته قضیه رو نرویه چیز خیلی ساده ممکنه باعث دلخوری بشهپس مراقب باش
خرداد
امروز شاید حرفات و رویاهات به شدت نقد شنمهم نيست رییس تویی و باید نقشه ه

ادامه مطلب  

#523  

یکی از بچه های دانشگاه هست خیلی اکی گیتار میزنه و صداشم خوبه 
داره بم کمک می کنه هم تو نت ها هم تو خوندن 
حس می کنم خوندنم بهتر شده واقعا 
حالا برا اولین باره که اهنگ ستاره شادمهر و زدم و خوندم که بگوشه بیینه چقدر داغونه 
استرس دارم :/
وای
تازه فرستادم آخه 
میدونم  خیلییییی خوب نيست ولی خب خدایی برای شفق فرستادم گفت خیلی بهتر شدی ولی اون که قبلیا رو نشنیده بود چقدر داغون بوده :/
 

ادامه مطلب  

چشمانم چشمانت  

کجا بروم
جایی برای رفتنم نيست
همه آنچه دارم خانه ای است
که میزبان خود میهمان آن است و میهمان،
میزبانی است دل آرام
 
سخن چه بگویم
از قصه هایی که همه غصه است؟
از شعرهایی پُرِ تنهایی؟
 
نگاهم اما...
 
حرف میزنم
با تویی که جانی
و آرام دلی که ندیده دوستت دارد
با چشمانم
با نگاهی که هیچگاه بر هم نیافتاد
با چشمانت
 
چشمهایم را باور کن
چشمانی که
نرفته
مانده
سخن میگوید
 
نگاه کن مرا
چشمهایم را باور کن

ادامه مطلب  

لطفا با پوست نخورید (1)  

دوازده دلیل منطقی برای اینکه  " چرا نباید کتاب بخونیم "
به رغم میل باطنی هنوز دنیای مدرن موفق نشده کتاب را از ما بگیرد،چون هنوز موفق نشده خجالت را از بین ببرد.ولی اصلا  نگران نباشید ،چون بااین سرعتی که ما پیش می رویم ،حتما به همین زودی موانع این پیشرفت هم از سر راه برداشته میشود وما می توانیم هرچه کتاب هست  خمیر کنیم وبه جایش سفره یکبار مصرف یادستمال کاغدی تولید کنیم که وقتی می رویم شمال جوجه
می زنیم مشکل سفره جمع کردن ودست پاک کردن نداشته با

ادامه مطلب  

خرید میز جلو مبلی دست دوم  

خرید میز جلو مبلی دست دوم
در هنگام خرید سرویس مبلمان، خرید میز جلو مبلی دست دوم گزینه محبوبی است؛ خرید میز جلو مبلی دست دوم؛ کاهش هزینه ها را به همراه دارد
میز جلو مبلی خریدی متمایز از سرویس مبلمان
خرید میز جلو مبلی دست دوم شاید از نظر همه خوش نیاید. در حالی که این کار گستره انتخاب ما را بالا می برد. میز جلو مبلی و گلمیز های کنار سرویس مبلمان معمولا به صورت جداگانه از سرویس مبلمان به فروش می رسند و گاها قیمتی نامتعارف دارند و با سلیقه همخوانی ن

ادامه مطلب  

بی پناهی  

من همیشه دلم میخواسته که آدم قویی باشم ... آدمی باشم که بی نیاز از کمک دیگران گلیمم را از آب بیرون بکشم و دست نیاز به کسی دراز نکنم . من همیشه دلم می خواسته که استوار باشم ، قدرتمند و پر از انرژی های مثبت . 
من مادر دو زیبای مهربان هستم . دلم میخواسته مادری باشم که بتوانم همه ی نیازهای آنها را برآورده کنم و دلشان را شاد نگه دارم . 
من همسر مردی هستم که همیشه خود را یک قربانی می بیند . او فکر می کند زمین و زمان دست به دست هم داده اند تا سرنوشت او این چی

ادامه مطلب  

حال و احوال ۲۸ مهر  

فروردین
به یکی از اهدافت می رسیو تغییری اساسی اتفاق می افتهمسیر رو ادامه بدهحتی اگه هنوز هدف روشن نيستباید دیگران رو کشف کنی تمام جزییاتشون رو
اردیبهشت
به دیدن یکی از رفقا بروکدورت ها رو برطرف کناین بهت احساس خوبی میدهمحتاط رفتار کنرفتار تو روی دیگران تاثیر میذارهباید بیشتر مراقبت کنی
خرداد
امروز کلی کار و تماس داریخیلی چیزا رو باید بخونیاز دیگران کمک بگیر تا خطای کمتری مرتکب شیرازی توی دلتهخیلی تلاش می کنی از بقیه مخفی کنیچیز بدی نيست ،

ادامه مطلب  

پذیرش  

هنوز به مبحث پذیرش نرسیدیم تو کلاس. تازه اعتمادیم.  با اینحال خیلی لازمش دارم. پذیرفتن خودم با همه شرایطی که درش هستم. و پذیرش این مطلب که واقعا غیر از خدا هیچکس نبود. و هر چی بود کار خدا بود. پذیرش خیلی آسون نیس که خیلی هم سخته. پذیرش باعث تغییرات اساسی و کاملا لازم میشه. 
غیر از خدا هیچکس نبود. هر چی جز خدا ببینی همش توهمه و شبح. این  باور خیلی مهمه. خیلی ضروریه. اورژانسی باید بپذیرمش. رهایی و آزادی فوق العاده ای توشه. 
 
غیر از خدا هیچکس نبود. 
ن

ادامه مطلب  

شرح حدیث:  

 
 
 
امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
خَمسٌ مَن لَم تَکُن فِیهِ لَم یَکُن فِیهِ کَثیرُ مُستَمتَعٍ: اَلعَقلُ وَ الدِّینُ وَ الأدَبُ وَ الحَیاءُ وَ حُسن ُالخُلقِ؛پنج خصلت است که در هر کس نباشد، بهره ی چندانی در او نيست: خرد، دین، ادب، حیا و اخلاق نیکو.(حیاة الامام الحسین علیه السلام، ج 1، ص 181)
شرح حدیث:
درخت وجود آدمی وقتی ثمربخش است که شاخ و برگ و میوه دهد. ثمر این درخت، صفات نیک و خصلتهای پسندیده است. پنج صفتی را که امام حسین(علیه السلام) در این

ادامه مطلب  

برشی از کتاب  

      
بابا لنگ دراز یک داستان عاشقانه است با مضامینی همچون بخشندگی، امید به زندگی، دوستی، مهربانی و… .
قهرمان داستان، دختر خندان و پرانرژی، یعنی جودی از خلال نامه‌هایی که برای بابا لنگ دراز می‌نویسد، او را در جریان جزئیات زندگی و روند تحصیلش قرار می‌دهد. ما با خواندن این نامه‌ها در شادی کوچک جودی، شیطنت‌ها و حتی دلتنگی‌هایش سهیم می‌شویم و همراه با جودی دیدن و شناختن بابا لنگ دراز را انتظار می‌کشیم. 
بخش‌هایی از کتاب
 
خوشی‌های بزرگ

ادامه مطلب  

به امید اگاهی...  

 
آیا میدانید پارادایم چیست ؟
گروهی از دانشمندان ۵ میمون را در قفسی قرار دادند.
در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان دسته ای موز گذاشتند.
هر زمانی که میمونی بالای نردبان می‌رفت تا موزها را بردارد، دانشمندان بر روی سایر میمون‌ها  
آب سرد می‌پاشیدند.
 
پس از مدتی هر وقت که میمونی بالای نردبان می‌رفت سایرین او را کتک می‌زدند.
مدتی بعد هیچ میمونی علی‌رغم وسوسه‌ای که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمی‌داد.
دانشمندان تصمیم گرفتند که یک

ادامه مطلب  

02:اندر احوالات دلتنگی  

نگاهم را به چشم‌هایش دوختم، بعد لب‌هاش، بعد موهای خاک گرفته‌اش، و هر چه بیشتر نگاه میکردم بیشتر در تاریکی فرو میرفتم، در تاریکی بی انتهایی که هوای خنکی به پوست تب زده‌ی آدم می وزد و هیچ صدایی نيست، و آدم هرچی میرود تمامی ندارد.

ادامه مطلب  

سلام یه موضوع متفاوت کشف کردم..  

سلام
مگر تو حروف عربی بهمون یاد ندادند که گچ پژ نيست..
پس چطور تو فامیلی این خاشقچی هست؟؟؟!!!
از طرفی کشف کردم یه دسته گل جدید در راه هست...
از کجا میگم رو بوده شدند مرزبان و مگر ابن خاشقچی...
راستی دیروز دیدار رهبری با نخبگان واقعا عالی بود..خدا گره از کار هموشون باز کنه که دل رهبر اون شاد میکنند وخود رهبر فرمودند...

ادامه مطلب  

بزرگترین انتخابِ سال 97  

 
بالاخره بعد از سالها آزمون و خطا و کلنجار رفت با خودم ( این یعنی الان
آبِ قلب و مغزم تقریبا داره میره تو یه جوب)، تصمیم گرفتم که معمولی
باشم اما خوشحال و آروم و راضی.
یه نه گفتم به همه ی آرزوهایی که نمیتونسم از خیرشون بگذرم و به شرِ
نرسیدن بهشون رضایت دادم.
به خودم گفتم موفقیتی که حالِ تو رو خوب نکنه و آشوب به
دلت بندازه باید راهیِ دَرَک بشه!
با خودم صحبت کردم و بهش نشون دادم که موفقیت های خارق العاده
و دستاوردهای گردن کلفت، تنها کلیدای درِ خ

ادامه مطلب  

کنار قدم های جابر... (حرف دل یک زائر ارباب)  

کافیه یه سال اربعین کربلا بوده باشی تا از سالهای بعد دیگه روز اربعین تو ایران نفست بند بیاد هی بغض کنی و چشمات پر از اشک بشه اما به روی خودت نیاری. اسم کربلا رو که میشنوی تپش قلب بگیری و مدام با خودت بگی اقا چی شد امسال ایران موندم؟ چی شدم امسال انتخابم نکردید؟
با همه ی این ها امسال حساب و کتابم را کردم. هرچه که بالا و پایین می کردم ته تمام حساب و کتاب های دنیاییم این بود که آقا شرمندتم که نمی تونم بیام پابوستون.
با صبغه ی اربعین کربلا رفتنم همه ی

ادامه مطلب  

حیدر تر از حیدر  

ZanaKordistani:برای امام مهر و کرم...امام حسن المجتبی(ع)
من به دست با کرم تو اعتراف میکنمای کعبه کرم تو را همیشه طواف میکنم
برای درک مقامت الی الابد یا حسنعمری به درب خانه تو اعتکاف میکنم
کعبه که برای علی سینه چاک شد آن زمانراه مدینه را برای طواف صاف میکنم
کریم اهل بیت و حُسن جمال فاطمهبا دشمنان آل علی منم مصاف میکنم
حیدر تر از تو نيست کسی بعد علی یا حسناین گفته را تا ابدالدهر اعتراف میکنم.
سعید فلاحی24 مهر 1397در شب شهادت حضرت امام حسن المجتبی(ع)شهادت کر

ادامه مطلب  

برشی از کتاب  

شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد.بعد از ملاقاتی کوتاه, شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند. اما فرمانروا که دلش می‌خواست او را نگه دارد گفت:نرو, تورا وزیر دادگستری می کنیم.شازده کوچولو گفت: اینجا کسی نيست که من او را محاکمه کنم فروانروا گفت: خب, خودت را محاکمه کن!این سخت‌ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی...

ادامه مطلب  

مایه حیات و نشاط  

از انتقال خون برام اس ام اس اومده...
آخرین بار کی خون دادم؟ سالهای آخر خدمتم بود اداره هماهنگ کرده بود هرسال 11 اردیبهشت روز کارگر اکیپ شون می اومدند و تو نمازخونه از داوطلبین خون می گرفتند گرچه هیچوقت درک نکردم چرا روز کارگر؟
شاید به این خاطر که بیشتر کارمندها ( از جمله خودم ) اون روز سرکار حاضر بودند و مزایای اضافه کاری رو به استفاده از تعطیلی روز کارگر ترجیح میدادند!
شاید فردا برم، بغل مترو میدون توپخونه کانکس انتقال خون هست و چند تا خرده ریز

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1  2  >